تأثیر طلاق بر فرزندان و نقش خدمات مشاوره در منزل یکی از دغدغههای مهم والدینی است که در مسیر تصمیمگیری برای جدایی قرار دارند. این موضوع نه تنها استرس زیادی برای کودکان ایجاد میکند، بلکه میتواند آثار عمیقی بر روح و روان آنها داشته باشد. به همین دلیل، بسیار مهم است که والدین پیش از هر تصمیمی، تأثیرات احتمالی طلاق بر فرزندانشان را بررسی کرده و راهکارهایی برای کاهش این آثار منفی بیابند. طلاق یکی از بزرگترین تغییرات زندگی برای کودکان است. در حقیقت، استرسی که طلاق به آنها وارد میکند، بعد از مرگ یکی از والدین در رتبه دوم قرار دارد. مطالعات نشان داده است که حدود ۴۰ درصد از کودکان پیش از رسیدن به ۱۸ سالگی، تجربه طلاق والدین را از سر میگذرانند. این آمار بهخوبی نشان میدهد که چقدر مهم است والدین با آگاهی و حساسیت بیشتری این مرحله را مدیریت کنند. واکنش کودکان به طلاق تحت تأثیر عوامل مختلفی قرار میگیرد، از جمله سن و جنسیت، که نشان میدهد نوجوانان و پسران معمولاً آسیب بیشتری را تجربه میکنند. شرایط خانوادگی و تحصیلی نیز میتواند شدت استرس کودک را کاهش یا افزایش دهد. هرچه کودک بیشتر درگیر نزاعهای والدین شود، آسیبهای روانی بیشتری میبیند. علاوه بر این، کیفیت روابط خانوادگی، رابطه با خواهر و برادران، و خلقوخوی والدین نیز بر میزان تأثیرگذاری طلاق نقش دارد. اگرچه طلاق اجتنابناپذیر است، اما میتوان با رفتارهای آگاهانه، اثرات منفی آن را کاهش داد. حفظ آرامش و دوری از نزاع، گفتوگوی صادقانه با فرزندان، ایجاد یک محیط حمایتی، حفظ ارتباط با هر دو والد، و استفاده از خدمات مشاوره در منزل میتواند به فرزندان کمک کند تا احساسات خود را بهتر مدیریت کنند. علاوه بر این، توجه به نیازهای عاطفی کودک و نشان دادن عشق و توجه بیشتر میتواند به او کمک کند تا احساس تنهایی و ترس نکند.
طلاق میتواند یکی از سختترین تجربهها برای کودکان باشد؛ اما با آگاهی و مدیریت صحیح، والدین میتوانند این مرحله را برای فرزندانشان به مراتب آسانتر کنند. اگر احساس میکنید در این مسیر نیاز به کمک دارید، از خدمات مشاوره در منزل بهره بگیرید تا با حمایت تخصصی، فرزندانتان را بهتر درک کرده و از آنها پشتیبانی کنید. به یاد داشته باشید، هدف اصلی این است که کودکان شما با کمترین آسیب، این تغییر بزرگ را پشت سر بگذارند.
با آگاهی و مدیریت صحیح، والدین میتوانند این مرحله را برای فرزندانشان به مراتب آسانتر کنند. اگر احساس میکنید در این مسیر نیاز به کمک دارید، از خدمات مشاوره در منزل بهره بگیرید تا با حمایت تخصصی، فرزندانتان را بهتر درک کرده و از آنها پشتیبانی کنید. به یاد داشته باشید، هدف اصلی این است که کودکان شما با کمترین آسیب، این تغییر بزرگ را پشت سر بگذارند.
این تاثیرات میتوانند به جنبههای مختلف روانی، اجتماعی، تحصیلی و حتی جسمی برگردند. در ادامه برخی از مهمترین تاثیرات طلاق بر دختران را بررسی میکنیم:
طلاق والدین تأثیرات مشترکی بر هر دو جنس، دختر و پسر، دارد. با این حال، نحوه تجربه آن برای هرکدام ممکن است متفاوت باشد. تحقیقات نشان داده که دختران بهویژه در سال اول بعد از طلاق، علائم افسردگی، عصبانیت، اضطراب و مشکلات روحی و روانی را تجربه میکنند. این مشکلات معمولاً بهطور موقت هستند و با گذشت زمان و دریافت حمایتهای مناسب، بهبود مییابند. دختران معمولاً برای پردازش احساسات خود به زمان بیشتری نیاز دارند، زیرا اغلب با احساس تنهایی و بیثباتی در مواجهه با این تغییرات روبهرو میشوند. در بیشتر موارد طلاق، مادر مسئول حضانت فرزند است و این مسئله برای دختران میتواند اثرات مثبتی داشته باشد. داشتن رابطه نزدیک و قوی با مادر باعث میشود که دختران بتوانند سریعتر از استرسها و مشکلات ناشی از طلاق رهایی یابند. وقتی حضانت به مادر سپرده میشود، فرآیند تطابق با تغییرات جدید به مراتب تسهیل میشود و دختران احساس امنیت و آرامش بیشتری خواهند داشت. در این شرایط، توانایی مادر در ایجاد یک محیط حمایتی و محبتآمیز، نقش مهمی در فرآیند بهبودی فرزند دارد.
زمانی که والدین از هم جدا میشوند، تاثیرات آن بر روی پسران میتواند بیشتر از چیزی که تصور میکنید، عمیق و گسترده باشد. تحقیقات نشان میدهند که طلاق در سنین پایین، مخصوصاً برای پسرها، میتواند به بروز رفتارهای ناخوشایند مثل پرخاشگری یا دعوا منجر شود. این موضوع به ویژه در نوجوانانی که والدینشان از هم جدا شدهاند، بیشتر دیده میشود و ممکن است خطر بروز رفتارهای بزهکارانه را افزایش دهد. این تاثیرات به طور خاص زمانی تشدید میشود که طلاق همراه با تنشهای شدید و جروبحثهای طولانی باشد. طلاق میتواند تغییرات جدی در رشد روانی پسرها به وجود آورد. تحقیقات نشان میدهند که وقتی والدین طلاق میگیرند، سطح رفاه روانی و عزتنفس پسرها کاهش زیادی مییابد، بهویژه اگر والدین بلافاصله بعد از طلاق ازدواج مجدد کنند. پسرانی که در دوران پیشدبستانی شاهد طلاق والدین خود هستند، بیشتر دچار پرخاشگری و نافرمانی میشوند. یکی از مسائل مهم این است که از دست دادن پدر پس از طلاق میتواند تاثیرات منفی زیادی بر روی پسران بگذارد. فقدان پدر ممکن است فرآیند رشد و سازگاری پسران را پیچیدهتر یا حتی به تأخیر بیندازد. به طور کلی، طلاق میتواند تأثیرات عمیق و بلندمدتی بر زندگی پسران بگذارد که نیازمند توجه ویژه است.
یکی از سوالات رایج این است که بهترین سن برای طلاق کودکان کدام است؟ بهطور خاص، کودکان زیر ۵ سال معمولاً درک کاملی از مفهوم طلاق و تغییرات ساختاری در خانواده ندارند، بنابراین بهطور مستقیم از طلاق والدین خود آسیب نمیبینند. در این سنین، کودکان بیشتر به حضور و محبت مستقیم والدین نیاز دارند تا بتوانند احساس امنیت و آرامش کنند. این یعنی که حتی اگر والدین تصمیم به طلاق بگیرند، اگر بتوانند ارتباط سالم و محبتآمیز خود را حفظ کنند و به نیازهای عاطفی کودک پاسخ دهند، اثرات منفی طلاق میتواند به حداقل برسد. در حقیقت، کودک زیر ۵ سال بیشتر تحت تأثیر احساسات مثبت والدین قرار میگیرد تا تغییرات ساختاری خانواده.
بنابراین، اگر شرایط طلاق بهگونهای باشد که برای کودک درکپذیر و به آرامی انجام گیرد، ممکن است این سن برای مواجهه با طلاق مناسبتر باشد. اینکه والدین چگونه با هم رفتار میکنند و چگونه از نظر عاطفی برای کودک حمایت میکنند، تأثیر زیادی در تجربه کودک از این بحران خواهد داشت. اگر والدین قادر به همکاری و ایجاد یک فضای بدون تنش باشند، کودک میتواند از آسیبهای روانی کمتری برخوردار شود. بهعلاوه، در این سن کودکان بیشتر به روابط محبتآمیز نیاز دارند و حضور والدین در کنار هم حتی در صورت طلاق، میتواند احساس امنیت و آرامش را برای کودک فراهم کند.
در این شرایط، مشاوره خانواده میتواند نقش موثری ایفا کند. مشاوران میتوانند به والدین کمک کنند تا به بهترین نحو ممکن برای حفظ سلامت روانی کودکشان، طلاق را مدیریت کنند. این کمکها میتواند شامل راهکارهایی برای حفظ تعاملات مثبت بین والدین و استفاده از روشهای حمایتی برای کودک باشد که باعث میشود کودک در این دوران حساس احساس رهاشدگی نکند و از حمایت عاطفی لازم بهرهمند شود.
در سنین پیشدبستانی و ابتدایی، یعنی از ۵ تا ۱۲ سالگی، کودکان در مرحلهای قرار دارند که نه تنها قادر به درک مفاهیم عاطفی پیچیدهتری هستند، بلکه دنیای عاطفیشان بیشتر از هر زمان دیگری تحت تأثیر روابط والدین قرار میگیرد. این سنین نقطهای است که کودکان شروع به شکلدهی به مفاهیم خود از عشق، امنیت و تعلق میکنند و درک میکنند که خانواده به عنوان یک واحد یکپارچه، نقش مهمی در احساس امنیت آنها ایفا میکند. در این دوره، وقتی والدین تصمیم به طلاق میگیرند، کودک بهخوبی متوجه تغییرات بزرگ در دنیای آشنا و راحت خود میشود. در این سنین، کودکان به طرز عمیقی به روابط والدین خود حساس هستند و هر نوع تنش یا درگیری در این روابط میتواند ضربهای شدید به احساسات آنها وارد کند. بسیاری از کودکان در مواجهه با طلاق والدین در این سن، اضطراب و ترس از ترک شدن را تجربه میکنند.
آنها ممکن است از این بترسند که یکی از والدین برای همیشه از زندگیشان خارج شود و این احساس بهشدت بر امنیت عاطفی آنها تأثیر میگذارد. یکی از احساسات رایج در میان کودکان در این سنین، احساس گناه است. برخی از آنها ممکن است فکر کنند که بهنوعی باعث طلاق والدین خود شدهاند یا اگر بهتر رفتار میکردند، این اتفاق نمیافتاد. این باورهای نادرست میتوانند آسیبهای روانی جدیتری به همراه داشته باشند و در طولانیمدت بر خودباوری و عزت نفس کودک تأثیر منفی بگذارند. علاوه بر این، وقتی کودک شاهد کشمکشها، دعواها و درگیریهای شدید بین والدین باشد، ممکن است دچار سردرگمی و پریشانی شود. این تنشها میتوانند کودک را به موقعیتی دچار کنند که احساس کند در وسط یک میدان جنگ عاطفی قرار دارد و قادر به انتخاب بین دو والد خود نیست. در چنین شرایطی، کودک نه تنها با از دست دادن امنیت روانی مواجه میشود، بلکه در بسیاری از موارد با آسیبهای روانی بلندمدت همچون اضطراب و افسردگی نیز روبهرو میشود.

مبارزه با طلاق برای کودکان یکی از بزرگترین چالشهای عاطفی و روانی است که تأثیرات عمیقی میتواند بر آنها بگذارد. این تأثیرات بهویژه در رفتار و عملکرد روزانه کودک مشهود است. کودکانی که در معرض طلاق والدین خود قرار دارند، ممکن است تغییرات رفتاری و روانی زیادی را تجربه کنند. این تغییرات میتواند شامل نداشتن تمرکز برای انجام تکالیف مدرسه، گریه مکرر، بیعلاقگی به فعالیتهای سرگرمکننده و حتی مشکلات جسمی مانند سردرد یا درد معده باشد. اضطراب جدایی نیز یکی از نشانههای رایج است که نشاندهنده نگرانی کودک از ترک یکی از والدین یا فاصله گرفتن از آنها است. علاوه بر این، کودکان دبستانی ممکن است بازگشت به رفتارهای قبلی مانند شبادراری یا پرخاشگری را تجربه کنند. در چنین شرایطی، توجه و حمایت والدین و معلمان بسیار ضروری است تا کودک بتواند این دوران دشوار را با حداقل آسیب طی کند.
در دوران طلاق، یکی از نشانههای رایج که ممکن است والدین آن را در کودک خود مشاهده کنند، نداشتن تمرکز برای انجام تکالیف مدرسه است. در این دوران حساس، ذهن کودک ممکن است به دلیل استرسهای عاطفی و روانی ناشی از تغییرات خانوادگی قادر به تمرکز بر روی درسها نباشد. این بیتوجهی به تکالیف میتواند موجب افت تحصیلی شود و به مرور زمان نگرانیهای بیشتری را برای کودک و والدین ایجاد کند. علاوه بر این، افت تحصیلی ممکن است باعث احساس ناتوانی و اضطراب در کودک شود که این احساسات میتوانند بر سلامت روان او تأثیرگذار باشند. به همین دلیل، والدین باید با دقت به نیازهای عاطفی کودک خود توجه کنند و از مشاوران یا معلمان برای کمک در این زمینه استفاده کنند. این حمایت میتواند کودک را در عبور از دوران سخت طلاق و حفظ تعادل روانی و تحصیلی یاری کند.
گریه مکرر و ناراحتی عاطفی یکی از نشانههای بارز در کودکان هنگام مواجهه با طلاق والدین است. این احساسات ممکن است بهطور غیرمنتظرهای بروز کنند، حتی زمانی که دلیل واضحی برای آنها وجود ندارد. کودکانی که در این دوران قرار دارند، بهدلیل استرس و اضطراب ناشی از تغییرات خانوادگی، ممکن است بدون هیچ دلیل خاصی اشک بریزند یا احساس غم و نگرانی کنند. این نوع رفتارها نشانهای از آشفتگی درونی کودک هستند که بهراحتی نمیتوان آن را نادیده گرفت. اگر این نشانهها ادامه یابد، ممکن است کودک نیاز به پشتیبانی عاطفی بیشتری داشته باشد. والدین باید با دقت به این تغییرات توجه کنند و با فراهم کردن محیطی امن و آرام، کودک را حمایت کنند. در این دوران حساس، همدلی، گفتگو و حضور گرم والدین میتواند به کودک کمک کند تا با احساسات خود کنار بیاید و از بحرانهای عاطفی عبور کند.
کودکانی که پیش از این از بازیها و فعالیتهای سرگرمکننده لذت میبردند، ممکن است در دوران طلاق بهطور غیرمنتظرهای بیعلاقه شوند. این تغییر در رفتار میتواند نشانهای از افسردگی، اضطراب یا حتی احساسات گمگشتگی و سردرگمی باشد که بهدنبال تغییرات خانوادگی بروز میکند. در چنین شرایطی، کودک ممکن است از فعالیتهایی که قبلاً برایش لذتبخش بودهاند، مثل بازی با دوستان، ورزش یا حتی تماشای تلویزیون، فاصله بگیرد. این بیعلاقگی میتواند زنگ خطری باشد که نشاندهنده نیاز فوری به حمایت عاطفی کودک است. در این دوران بحرانی، توجه به علایق و نیازهای کودک و تشویق او به بازگشت به فعالیتهای مورد علاقهاش، میتواند به او کمک کند تا دوباره به دنیای شاد و بیدغدغهاش بازگردد و با تغییرات زندگی خود بهتر کنار بیاید.
طلاق والدین میتواند تأثیرات عمیقی بر روح و روان کودک بگذارد، و یکی از نشانههای رایج این تغییرات در رفتار، افزایش اضطراب جدایی است. کودکانی که قبلاً احساس امنیت و آرامش داشتند، حالا ممکن است نگران شوند که یکی از والدینشان آنها را ترک کرده یا از آنها دور شود. این نوع اضطراب، که غالباً در شکلهای مختلفی مانند ترس از تنها ماندن، گریههای شبانه و تمایل به چسبیدن بیشتر به والدین بروز میکند، میتواند زندگی روزمره کودک را تحت تأثیر قرار دهد. او ممکن است به دلیل ترس از جدایی از والدین، از انجام کارهای روزانه خود، مانند رفتن به مدرسه یا بازی با دوستانش، عقبنشینی کند. این اضطراب میتواند بسیار طاقتفرسا باشد و نیاز به توجه و حمایت عاطفی بیشتری از سوی والدین یا مراقبان کودک دارد. در چنین شرایطی، ایجاد یک فضای آرام و امن برای کودک و تقویت ارتباط عاطفی با او میتواند به کاهش اضطراب کمک کند. والدین باید همدلی و درک بیشتری از احساسات کودک داشته باشند و به او اطمینان دهند که هیچ چیزی نمیتواند محبت و حمایت آنها را از او دور کند. با ایجاد چنین فضایی، کودک میتواند آرامش یابد و به تدریج با این اضطراب مقابله کند و احساس امنیت بیشتری در زندگی خود پیدا کند.
بازگشت به رفتارهای قبلی در کودکان دبستانی، مثل شبادراری یا پرخاشگری، میتواند یک سیگنال مهم باشد که نشان میدهد کودک در حال تجربه احساساتی است که برایش قابل مدیریت نیست. این تغییرات رفتاری نه تنها بیانگر مشکلات روزمره کودک است، بلکه معمولاً بهویژه زمانی که کودک دچار بحرانهای عاطفی مانند طلاق والدین میشود، میتواند نشانهای از اضطراب و فشار روانی باشد. کودکان در این سن، هنوز در حال کشف دنیای عاطفی و اجتماعی خود هستند و ممکن است نتوانند بهخوبی با احساسات پیچیدهای مثل غم، ترس یا عصبانیت مقابله کنند. وقتی شرایط جدیدی در زندگی کودک وارد میشود، مانند طلاق والدین، کودک ممکن است احساس بیثباتی و ناامنی کند. این وضعیت میتواند باعث شود که کودک دوباره به رفتارهایی که قبلاً برای جلب توجه یا آرامش دادن به خود استفاده میکرد، بازگردد.
چرا این اتفاق میافتد؟ کودکان به دلیل محدودیتهای شناختی و عاطفی خود، در مواقع اضطراب یا استرس به رفتارهای قبلی که برایشان آرامشبخش بوده است، روی میآورند. مثلاً شبادراری، یک رفتار معمولاً مربوط به زمانی است که کودک احساس اضطراب و ترس دارد. این رفتار ممکن است در شرایطی که کودک نمیتواند احساساتش را بیان کند یا احساس میکند که در دنیای جدیدش کنترل ندارد، دوباره بروز کند. همچنین، پرخاشگری نیز میتواند راهی برای ابراز خشم و ناامنیهای درونی باشد.
چگونه میتوان به کودک کمک کرد؟ در چنین مواقعی، مهمترین کار این است که والدین و مراقبان به کودک احساس امنیت و آرامش بدهند. ایجاد فضایی پر از حمایت و درک میتواند کمک کند تا کودک از احساسات خود بهطور سالمتر عبور کند. همچنین، لازم است که والدین به رفتارهای کودک با مهربانی و بدون قضاوت نگاه کنند و بهجای سرزنش، تلاش کنند به کودک کمک کنند تا راههای جدیدتری برای مدیریت احساساتش پیدا کند.
ایجاد محیطی امن و ثابت
ایجاد یک روال ثابت در زندگی کودک میتواند به او کمک کند احساس ثبات و امنیت کند. این شامل زمانهای مشخص برای خواب، بازی، و انجام تکالیف است. گفتگو و درک احساسات کودک: یکی از بهترین روشها برای کمک به کودک در این شرایط، صحبت کردن با او است. ممکن است کودک نتواند احساسات خود را به وضوح بیان کند، بنابراین والدین باید با دقت به رفتارها و نشانههای غیرکلامی او توجه کنند و از او بخواهند احساساتش را با کلمات توصیف کند.
تشویق به رفتارهای مثبت
کودکانی که به رفتارهای منفی باز میگردند، معمولاً به دنبال جلب توجه هستند. والدین میتوانند با تشویق کودک به رفتارهای مثبت، مانند انجام کارهای خوب یا بیان احساسات به روشهای سالمتر، به او کمک کنند تا از رفتارهای قبلی خود دور شود.
پشتیبانی عاطفی و روانی
در برخی مواقع، ممکن است لازم باشد از مشاور یا روانشناس کودک کمک گرفته شود تا کودک بتواند با مشکلات عاطفی خود بهتر کنار بیاید.
ودکانی که شاهد جدایی والدین خود هستند، بهطور طبیعی بیشتر مستعد ابتلا به افسردگی میشوند. این کودکان نهتنها در ابعاد احساسی و رفتاری با مشکلاتی مواجه میشوند، بلکه در بسیاری از مواقع افت شدید تحصیلی، عزتنفس پایین و مشکلات در برقراری روابط اجتماعی نیز پیدا میکنند. این تغییرات بهشدت بر روی رفتار کودک تأثیر میگذارد. کودکان اغلب از جمعهای اجتماعی فاصله میگیرند، خود را منزوی میبینند و در مواجهه با همسالان خود رفتارهایی چون پرخاشگری و مشکلات رفتاری از خود نشان میدهند. تمامی این موارد بهطور مستقیم نشانههایی از افسردگی در کودکان است که در صورتی که به موقع شناسایی نشوند، میتوانند آثار منفی درازمدتی بر روحیه و سلامت روانی کودک داشته باشند. والدین باید آگاه باشند که برای سلامت روانی و رشد مثبت فرزندانشان، حضور مؤثر هر دو والد ضروری است. نبود یکی از والدین میتواند کودک را به سمت افسردگی سوق دهد. پژوهشها نشان دادهاند که شیوع افسردگی در کودکان طلاق بهطور فزایندهای بیشتر از کودکان دیگر است. اما در بسیاری از موارد، افسردگی در کودکان شناسایی نمیشود و این علائم بهعنوان تغییرات عاطفی و روانی عادی در نظر گرفته میشوند. در حالی که اولین علائم افسردگی در کودکان معمولاً بهصورت غم و اندوه، احساس ناامیدی و تغییرات خلقی ظاهر میشود، توجه والدین و مشاوران بهموقع میتواند از شدت این مشکلات بکاهد.
کودک را مجبور به انتخاب نکنید
نباید از کودک خواسته شود که بین والدین یکی را انتخاب کند. این فشار میتواند اضطراب شدیدی را در او ایجاد کند که تأثیرات منفی بلندمدتی بهدنبال خواهد داشت.
بهموقع از مشاور کمک بگیرید
والدین باید بهموقع از مشاوران کودک کمک بگیرند تا مشکلات روانی و عاطفی فرزندشان بهدرستی شناسایی و درمان شود. مشاوران میتوانند راهنماییهای لازم را برای کاهش آسیبها و حمایت از کودک در این دوران حساس ارائه دهند.
مراقب خود باشید
در حالی که کودکان نیاز به حمایت والدین دارند، والدین نیز باید مراقب سلامت روان خود باشند. والدین افسرده نمیتوانند بهدرستی از فرزند خود مراقبت کنند. بنابراین، والدین باید از حمایت خانواده و دوستان بهرهمند شوند و از فشارهای اضافی خودداری کنند.
طلاق آثار روانی عمیقی بر کودکان میگذارد و میتواند اضطراب، افسردگی و مشکلات رفتاری را ایجاد کند. برای کاهش این آثار، والدین باید آگاهانه رفتار کنند و با حفظ آرامش، گفتوگوی صادقانه و توجه به نیازهای عاطفی فرزندشان، از بروز مشکلات جدی جلوگیری کنند. مشاوره خانواده و خدمات مشاوره در منزل میتواند نقش مؤثری در مدیریت این بحران و حمایت از سلامت روانی کودک ایفا کند. از دیگر نکات مهم، اجتناب از فشار به کودک برای انتخاب بین والدین و توجه به نشانههای افسردگی و اضطراب در کودک است. با اتخاذ راهکارهای صحیح و حمایت عاطفی و روانی، والدین میتوانند فرزندشان را در عبور از این مرحله سخت یاری دهند و به او کمک کنند تا به سلامت روانی خود بازگردد.
در نهایت، با توجه به شرایط و فراهم آوردن یک محیط حمایتی و پر از محبت، میتوان به کودکان کمک کرد تا از آسیبهای روانی طلاق به حداقل برسد و آنان بتوانند با شرایط جدید بهطور مؤثرتری سازگاری پیدا کنند. ایجاد فضایی امن و پایدار برای کودک، همراه با بهرهمندی از مشاوره و حمایتهای حرفهای، میتواند به عبور موفقیتآمیز از این بحران کمک کند.
مجموعه ما دریچهای جدید برای نگاهی جدید هست، نگاهی متفاوت به تمام آدمها و ماجراها. معنای واقعی زندگی و لمس لحظههای حضور توی مجموعه ما قابل لمس هست و با ورود آدمها به مجموعه ما مثل یک تونل از تاریکی به روشنایی راه پیدا میکنند نور پیدا میکنند خودآگاه میشوند و در انتها عاشق….
امیرآباد شمالی، خیابان بیستم (ابطحی)، بعد از بلوار آزادگان، بلوار ابطحی شرقی
پایینتر از میدان جمهوری، جنب متروی نواب، برج اداری سهیل، طبقه ۹، واحد ۹۰۱